شجاعی: آداب دشمنی را هم بلد نیستند/دفترهایمان را پاره کرده و به رئیس جمهور نامه زدند
محمدرضا حاجیعبدالرزاق - خبرگزاری فارس، پس از رفتن کریم صفایی از فدراسیون تیراندازی با کمان و آمدن محمدعلی شجاعی به این فدراسیون حدود دو سال است که آب خوش از گلوی کمانداران پایین نرفته و رشته ورزشی که به قول شجاعی «با تعداد نفراتی ثابت» هر از گاهی نتایج قابل قبولی به دست میآورد، این روزها در آتش اختلافات مدیریتی که از رأس ورزش کشور سرچشمه میگیرد میسوزد؛ اختلافی که رئیس فعلی، سرمنشأ آن را دعواها و شکاف بین کمیته ملی المپیک و وزارت ورزش میداند و معتقد است که برخی رؤسا در بین این شکاف حرکت کرده و ورزش ایران را در مجامع جهانی به بحران کشیدند.
شجاعی حدود دو ساعت مهمان خبرگزاری فارس بود و از هر دری سخن گفت، هرچند که به خاطر تحرکاتی که از همان ابتدای آمدنش علیه وی صورت گرفته بود و همچنان تا به امروز هم ادامه دارد، بیشتر این صحبتها شبیه به درد و دل بود. جالب اینکه شجاعی معتقد بود که صفایی حتی آداب دشمنی را هم بلد نیست و حتی آرزو کرد که ای کاش دوست صمیمی او بود تا مسیر صحیح و راه پیروزی را به وی نشان دهد.
ماحصل گفت و گوی دو ساعته خبرنگاران ورزشی خبرگزاری فارس با محمدعلی شجاعی، رئیس فدراسیون تیراندازی با کمان به شرح زیر است:
فارس: شنیدیم شما روزی در سطح اول فوتبال بازی میکردید. در چه تیمی بودید و چه افتخاراتی به دست آوردید؟
زمانی که فوتبال بازی میکردیم طی سالهای 63 و 64، لیگ فوتبال به صورت استانی بود و لیگ قدس در جریان بود و تیمهای کشور در قالب استانها به صورت منطقهای به مصاف هم میرفتند. من هافبک راست هرمزگان بودم و در همان سالها با عباس سرخاب که بعدها به استقلال رفت همبازی بودم و حتی در سال 60 و در رقابتهای قهرمانی جوانان کشور با یکدیگر همتیمی بودیم. فعالیت فوتبالی من در فوتبال طی ردههای سنی رقم خورد و پس از اینکه شکل لیگ تغییر کرد دوران بازیگری من هم به پایان رسید. از سال 75 هم به عنوان مدیر تیمهای فوتبال استان هرمزگان انتخاب شدم. در همان سالها تیمی به نام مسعود هرمزگان در سطح استان فعالیت میکرد که برای هدایت این تیم شادروان قایقران را بندرعباس آوردم که مصادف شد با حادثهای که منجر به فوت وی شد تا در نهایت آخرین فعالیت فوتبالی وی در این شهر رقم بخورد. در واقع به گونهای با آوردن مربی خارج از استان و چند بازیکن غیر بومی به نوعی تابوشکنی کرده و گام جدیدی را در حرفهای شدن فوتبال در بندرعباس برداشتیم و به خوبی به یاد دارم که نتایج خوبی را هم کسب کردیم و حتی در اولین گام در تهران تیم کشاورز را در تهران 4 بر صفر را شکست دادیم تا روز بزرگی برای فوتبال هرمزگان رقم بخورد.
فارس: پس از آن هم کار را با شهرداری بندرعباس ادامه دادید.
درست است. به عنوان قائم مقام و مشاور شهردار استان و با توجه به سابقه ورزشی، این انتظار میرفت که بخش ورزش را در همین قسمت فعال کنم که این اتفاق در بسیاری از رشتهها در زمان من در بندرعباس افتاد و رونق خوبی را در آن زمان در ورزش استان شاهد بودیم. برای حضور در لیگ دسته اول هم سهمیه استقلال کیش را خریدیم و کار در لیگ دسته اول آغاز کردیم و فکر میکنم با این اقدام، اتفاق خوب و جدیدی در سطح ورزش استان رقم خورد. به خوبی به یاد دارم برای دیدارهایی که ساعت 16 آغاز میشد از 9 صبح و 7 ساعت قبل از بازی، آن هم در هوای داغ بندرعباس مردم به ورزشگاه میآمدند و با آغاز بازی دیگر استادیوم جا برای سوزن انداختن نداشت. در همان سال اول هم موفق شدیم به پلیآف صعود کنیم اما خیلی راحت بگویم که در آن سال به عنوان مدیرعامل تیم شهرداری، توانم به عنوان مدیر تیم پگاه در فدراسیون نبود و در این قسمت کم آوردیم و دیگر در این زمینه زور نداشتیم.
فارس: چطور؟
در بازی رفت در بندرعباس در دقیقه 30 ما را 10 نفره کرده و کلک تیم ما را کندند. خیلی راحت بگویم که تمام کشور به دنبال عدم صعود شهرداری بود و پگاه در این مورد از ما قویتر بود. در آن سال تیم خوبی جمع کرده بودیم و بازیکنانی مانند اسماعیل حلالی و محمدرضا مهدوی در شهرداری توپ میزدند. در بازی رفت شاه حسینی، رئیس وقت کمیته انضباطی و غیاثی به عنوان ناظر ویژه فدراسیون حکم کردند که حتی مسئولان تیم حق نشستن روی نیمکت را ندارند اما در بازی برگشت در رشت که همین دو نفر هم در آنجا بودند، ورزشگاه را برای ما تبدیل به جهنم کرده و همینهایی که در بندرعباس حکم کردند کسی در پیست نباشد، با اینکه در بازی برگشت هم ورزشگاه بودند، اما پیست دوومیدانی اطراف زمین به هیچ وجه جا برای سوزن انداختن نداشت. جالب اینکه برای این دیدار در انزلی مستقر شده و قبل از ورود به استادیوم هم در حالی نیم ساعت پشت در معطل شدیم که حدود 50 نفر با چوب و سنگ به اتوبوس تیم حمله کرده و جو وحشتناکی را ایجاد کرده بودند. بازیکنان ما زمانی خود را گرم کردند که داور مسابقه سوت آغاز بازی را به صدا درآورد و هیچ فرصتی از قبل برای گرم کردن نداشتیم. در مجموع باید بگویم که حریف پگاه در زمین بودیم اما در مجموعه خارج از زمین و مباحث غیرفنی چنین توانایی نبود. پگاهیها صعود کردند اما این تماشاگران ما بودند که در رشت کتک خورده و مطمئنم اگر آن روز ما صعود میکردیم، به طور حتم این دیدار چند کشته میداد و قاطعانه این موضوع را اعلام میکنم. بازیکنان ما یک اوت و کرنر بدون اینکه باتوم و سنگ نخوریم، نزدند. در نهایت بازی برگشت را دو بر صفر واگذار کردیم و از صعود به لیگ برتر بازماندیم.

فارس: یک مدت هم در فدراسیون دوچرخهسواری نایب رئیس شدید.
قبل از حضور در فدراسیون تیراندازی با کمان، نزدیک به دو سال هم در فدراسیون دوچرخه سواری در زمان ریاست آقای زنگیآبادی به عنوان نایب رئیس انتخاب شدم که در آنجا هم سعی کردم در مسیر ساماندهی مدیریتی به وی کمک کرده که در چند کاری که انجام دادیم، در مجموع موفق بودیم.
فارس: برسیم به فدراسیون تیراندازی با کمان. پس از برکناری کریم صفایی، شما به عنوان سرپرست و سپس فدراسیون انتخاب شدید. ابتدا در خصوص برکناری صفایی صحبت کنید؟
اتفاقاتی افتاد که همگان در جریان هستند. فقط نمیدانم چه زمانی باید وی از فدراسیون میرفت و به نظرم اگر 4 سال دیگر هم میرفت، گویا قرار بود همین رفتارها اتفاق بیافتد. البته برخلاف دنیامالی و زنگیآبادی، صفایی برکنار نشد و دوره 4 سالهای به پایان رسید و طبق همان قانون که آمده بود، همان قانون هم به وزیر اجازه میداد تا وی بتواند صفایی را فرد دیگر را به عنوان سرپرست انتخاب کند و این دیگر به تشخیص وزیر برمیگشت و اصولا دیگر حضور صفایی پس از پایان دوره 4 سالهاش قانونی نبود.
فارس: همین اتفاقات آتشی را بر خرمن تیراندازی با کمان انداخت.
صفایی که از دید خودش برکنار شده بود، جنگی را آغاز کرد و وضعیت خودش را در حالی به وضعیت سایر روسای برکنار شده گره زد که اصولا وضعیت وی با رؤسای فوق زمین تا آسمان فرق داشت. به نظر من مخالفت و دشمنی آداب دارد و بر همین اساس امروز ادعا میکنم که در خصوص دشمنی با ما هیچ آدابی رعایت نشد. آنها علیه ما هرکاری توانستند کردند و در واقع مثل داستانهای قدیم پس از رفتن، شهر سوخته را به ما تحویل دادند. تا جایی هم که توانستند هر کاری از دستشان برآمد، علیه من انجام دادند. البته او با من یک تفاوت هم داشت. صفایی فکر میکرد با یک فرد بیکس و کار طرف است اما هر دو طرف ماجرا 4 نفر آشنا داشتیم، با این حال خداوند این لطف را به من کرده که هیچگاه در زندگیام زیراب کسی را نزده و علیه هیچکس تا به حال از ارتباطاتم استفاده نکردهام. بنابراین وقتی خداوند این شرایط را میبیند، یک فرقی بین ما قائل میشود.
فارس: به این فکر نیفتادید از صفایی شکایت کنید؟
از طرف فدراسیون هیچ شکایتی نشده است، اما در مقابل انواع شکایات از ما شده است که یک حکم هم علیه ما گرفته نشده است. اگر من هم مثل کسی که فحاشی میکند، برخورد کنم، پس من هم مانند او میشوم و دیگر تفاوتی بین ما نخواهد بود و بنابراین یاد گرفتهام مانند دیگر آدمها نشده و خودم را حفظ کنم و وابسته به هیچکس هم نیستم. در این میان تحت تاثیر صحبتها و جو هم قرار نمیگیرم، چون نمیخواهم برای کسی مشکلی ایجاد کنم. نه سازمان بازرسی هستم، نه ارگان نظارتی و کار من این نیست که بگردم و برای صفایی ایجاد مشکل کنم. در همان روز اول هم به وی زنگ زدم و گفتم به عنوان رئیس سابق در خصوص قراردادها مشاوره بدهد و حتی از وی درخواست کردم به عنوان رئیس غرب آسیا در کنار هم کارهای این فدراسیون را پیش ببریم. به خاطر شأن خودم، خیلی حرمت وی را نگه داشتم اما صفایی به جای اینکه واقعیت را بپذیرد کارمندان را در فشار میگذاشت.
فارس: یعنی معتقدید آتش سوزی کمپ تیم ملی هم عمدی بود؟
از لحاظ عقلی و شرعی نباید قضاوتی کنیم که مستند و قطعی نیست اما از این دست اتفاقات در زمان ما زیاد افتاد. مثلا مسابقات آغاز میشد و سیمهای سیستم صوتی قطع میشد و آنها را پاره میکردند. دعوا کردن هم اصول دارد و در هر سن و سالی دعوا کردن به یک شکل است اما طرفهای دعوای ما همه کار میکردند؛ از پاره کردن دفتر مشق تا نامه سرگشاده به رئیس جمهور و دراین میان حدود دشمنی مشخص نبود. حد مخالف مشخص است و حتی در زمانی که در استان، سمت سیاسی داشتم، حدود و ادبیات دعوا مشخص بود و دلخوری هم نداشتیم اما دیگر نگران خط کشیدن بر روی ماشینم نبودم اما اینجا نگران ماشینم هم بودم.
فارس: امروز چطور؟
متأسفانه هنوز ادامه دارد. آدم لجوج و آدمی که با منطق یک کار لجاجت میکند، هیچگاه به درد مملکت، خودش و اطرافیانش نمیخورد. در همان دعوا و مخالفت هم باید منطق را پذیرفت. در همان زمان هم به فدراسیون جهانی اخبار دروغ میدادند. جالب اینکه در فدراسیون مرتب نایب رئیس و دبیر تغییر کرده و روزی که سمت گرفتم نام 20 نفر را در این سمتها دیدم. هر کدام 4 ماه کار کرده و میرفتند. بنابراین بر اساس همین اطلاعات کذب، فدراسیون جهانی بحث تعلیق ما را مطرح کرد. خود من محال است در دعوا هم دروغ بگویم و پروندهسازی کنم. حال هم این سؤال برایم پیش آمده که صفایی تابع کدام نهاد است؟ وزیر گفته نیستید، زمان کاریتان هم تمام شده است. در جایی که فکر میکنید فوقالعاده قدرتمند هستید هم شکایت کردید اما قوه قضاییه و دیوان عدالت اداری هم شکایت شما را رد کرد و انتصاب من را درست دانست و در این زمینه حکم قطعی هم داد. پس چه کسی باید به شما بگوید دیگر رئیس نیستید و در واقع تابع کدام مقام مسئول هستید که هنوز خود را رئیس میدانید؟ این دیگر خیلی خودسری است. اگر هم به خاطر مملکت این کارها را انجام میدهی، با این اقدامات مملکت روی هوا میرود. هنوز هم کارمندان زمان صفایی در فدراسیون مشغول به کار هستند و من کسی را امر و نهی نکرده و اگر هم کسی رفته است، با خواست خودش این کار صورت گرفته است وقتی یک نفر صاحب حق و قدرت است، نباید از آن سؤاستفاده کند. در حال حاضر هم صفایی با طرح شکایات مختلف میداند که چگونه وقت ما را گرفته و چگونه هیاهو ایجاد کند. وی در اینکه چگونه علیه ما جوسازی کند، استاد است.
فارس: واقعا تعلیق فدراسیون به خاطر اطلاعات اشتباه صفایی به فدراسیون جهانی بود؟
نگاه خارج به ایران تکه تکه نیست و اروپا و آمریکا وقتی تصمیم میگیرند با ایران چگونه رفتار کنند، در همه موارد آن رفتار را اعمال میکنند. این طور نیست که یکجا بخندند و یکجا خوب باشند و این یک تصمیم کلی است. در همین فوتبال، کدام تیم حاضر است با تیم ملی ما بازی کند؟ نگاه خارج به ایران، نگاه مثبتی نیست، بنابراین روندی که بخواهد ما را تعلیق کند، به هیچ وجه سخت نیست و در کنار آن ارتباط گرفتن با خارجیها و در بغل آنها پریدن هم سخت نیست چراکه آغوش آنها باز است. شما با دادن اطلاعات غلط، جایزه صلح نوبل هم میگیرید. مطمئن باشید من هم میتوانم ورزش را روی هوا بفرستم. جالب اینکه اطلاعات درست ما مبنی بر عدم برکناری صفایی را هم قبول نمیکردند. در واقع هرچه قانون میخواست بود اما فدراسیون جهانی همچنان روی حرف خود پافشاری میکرد. حرفهای درست ما را قبول نمیکردند اما روی دو کلام صفایی مبنی بر اینکه دولت وی را برکنار کرده است، گزارش میخواستند. خلاصه بدون اینکه کسی را خراب کنیم، برای اینکه اثبات کنیم حرفهایمان درست است، سختی زیادی کشیدیم. ما هم کسی را مشکلدار معرفی نکردیم چون کریم صفایی هم یک ایرانی بود.
فارس: در ادامه با سفر به ترکیه رایزنیها برای عدم تعلیق را آغاز کردید.
بله، اسفند سال گذشته همزمان با سفر عباسی، وزیر وقت ورزش رایزنیها با فدراسیون جهانی را آغاز کرده و به ما قول دادند تا توضیحات ما را بررسی کنند ولی قول حل آن را ندادند. حتی پیشنهاد دادیم که یک ناظر را هم برای بررسی مسائل مطروحه به ایران اعزام کنند. در نهایت فروردینماه امسال حکم رفع تعلیق مشروط ما اعلام شد، اما برای رفع تعلیق کامل از ما خواسته شد تا اساسنامهمان را تصحیح کنیم. پس از تأیید اساسنامه جدید قرار شد مجمع هم آن را تأیید کند که با تأیید مجمع انتخاباتی، فدراسیون جهانی هم اساسنامه جدید را تأیید کرد. در مرحله دوم قرار شد در حضور ناظر فدراسیون جهانی، یک مجمع دیگر بر اساس اساسنامه جدید و در شرایطی که دیگر وزیر یا رئیس کمیته ملی المپیک حق رأی نداشتند و با حضور اعضای جدید و با حدود 55 نفر برگزار کنیم. در نهایت روال قانونی مجمع انتخاباتی از همه لحاظ طی شد و در حضور ناظر فدراسیون جهانی نیز به عنوان رئیس انتخاب شدم تا در نهایت پس از برگزاری جلسهای، تعلیق مشروط هم از روی فدراسیون برداشته شود.
فارس: پس دیگر کلا تعلیق نیستیم؟
خیر. البته از فروردین داستان به صورت مشروط حل و قرار شد با اصلاح اساسنامه و برگزاری انتخابات مجدد با حضور ناظر فدراسیون جهانی که البته با پیشنهاد خود ما هم بود، کاملا رفع شد.

فارس: گویا بازگشت رؤسای فدراسیونهای برکنار شده هم منتفی شد؟
در جلسهای که با صالحیامیری داشتیم، با وجود اینکه چنین بحثی، موضوع جلسه نبود اما در زمان نیم ساعته جلسه حدود 5 بار وی تأکید کرد که هر اخباری از هر کسی از هر جایی در خصوص تعویض رؤسای فدراسیونها میشنوید، کذب است و به کسی قولی داده نشده و قرار نیست رئیسی تعویض شود و حمایت و پشتیبانی وزارت ورزش از رؤسای فدراسیونها را اعلام کردند. با این حال قرار شد تکلیف فدراسیونهایی که با سرپرست اداره میشوند به زودی مشخص شوند.
فارس: با این حال همچنان تحرکاتی در جریان است.
باورتان میشود که دلم برایشان میسوزد؟ برخی مواقع وقتی چنین تحرکاتی را میبینیم پیش خودم میگویم ای کاش دوست صمیمی صفایی بودم تا به وی بگویم برای برد چه کاری انجام دهد. این درست نیست که فکر کنید فقط شما زور دارید و سایرین زور ندارند، اگر اینچنین بود که الان مانند بولدوزر از روی ما رد شده بودی. پس بدان که حداقل از این لحاظ همسان هستیم. حدود 2 ماه پس از بازداشت وی، یک خانمی که وی را نمیشناختم وقت گرفته و به اتاق من آمد و خودش را معرفی کرد؛ وی دختر صفایی بود و گفت آمدهام از طرف خانوادهام از شما تشکر کنم که شأن پدرمان را در تمام مصاحبههایت نگه میداری و به وی گفتم قرار نیست هم غیر از این بگویم و حتی از وی خواستم تا به صفایی بگوید که هنوز هم رئیس این اتاق است و میتوانیم با هم کار کنیم و به خوبی پیش برویم و نگران مشکلات وزارت ورزش نباشد. حتی حاضر بودم این مشکلات را هم حل کنم. انصافا هم وزارت ورزش قصد جبهه گیری مقابل او را نداشت و تمام وقایعی که پس از پایان کارش پیش آمد فقط به دست خودش پیش آمد و هیچکس مقصر نبود. در حال حاضر هم وزارت ورزش طی چند پرونده از صفایی شکایت کرده و این موضوع خوب نیست.
فارس: در نهایت دود این اختلافات به چشم چند ملیپوش رفت.
دقیقا درست است. تحملی که من میکردم باعث شد تا واعظی دو بار گریه کرده و از من بخواهد تا این اندازه تحقیر نشویم. این ملیپوشان هم سربازانی بیش نبوده و نیستند و دلم به حالشان میسوخت. قسمشان میدادم و میگفتم این کارها را نکنید و به پای شما صبر میکنم، چون میدانم خودتان نیستید. نیم ساعت حالشان خوب بود اما پس از یکساعت دوباره ورق برمیگشت چون مأمور بودند به اینکه با ما مخالفت کنند حتی اگر ما خوب بودیم و بدی نمیکردیم. برای سفر به آمریکا ویزای ریاضیمهر درست نشد، چون علیه ما مصاحبه کرده بود و دشمن ما بود، کارهایش را رها نکرده و برای کسی که علیه من بود به ارمنستان آدم فرستادم تا کارهایش را درست کند و این در حالی بود که وی در مصاحبههایش میگفت شجاعی عمدا ویزای من را نگرفته است. با این حال دوباره و پس از این مصاحبه ها هم بلیتهای آمریکای وی را کنسل نکرده و 48 ساعت مانده به اعزام، کارهایش را درست کردیم، بنابراین نگاهم به ورزشکار این نبود که بخواهم خود را هم وزن وی ببینم تا در صدد تلافی باشم.
فارس: در حال حاضر هم اردویی با حضور مغضوبان فدراسیون تشکیل شده است؟
واقعا حیف است خودشان را میسوزانند. رفتار آنها درست نیست و هرکس هم بخواهد این رفتار را انجام دهد، بازهم درست نیست. زمان ریاست صفایی تمام شده است و دعوایی باقی نمیماند. اصلا نمونه این رفتار را جای دیگری دیدهاید؟ شما وقتی رئیس نیستید با کدام حکم میخواهید داور و ورزشکار اعزام کنید؟ شاید هم بتوانید اما مسیر باید درست طی شود و باید در حیطه ورزش قرار گرفت.
فارس: در خصوص ثبت نام صفایی برای نایب رئیسی آسیا که نیاز به تأیید فدراسیون ایران داشت توضیح دهید.
وی بدون اینکه به سمت فدراسیون بیاید علیرغم اینکه آداب بین المللی را بلد است و با این تفکر که چون دولت تغییر کرده، همه چیز به هم ریخته، پس میتواند هر کاری را انجام دهد به کمیته ملی المپیک فشار آورده بود تا با مهر آنها مجوز ثبت نام نایب رئیسی آسیا را بگیرد که کمیته از این کار ممانعت کرده و اعلام کرده بود با این کار، اقداممان دخالت دولت تلقی شده و مقابل فدراسیون جهانی خراب خواهیم شد و اعلام کردند که رئیس فدراسیون باید تأیید کند. سپس صفایی راهی وزارت ورزش شد که از وزارت با من تماس گرفتند و این موضوع را اعلام کردند که در پاسخ گفتم زمان نهایی ثبت نام به پایان رسیده و دیگر وارد ریز مسائل نشدم تا خیلی زود ماجرا فیصله پیدا کند.باز هم صفایی دست بر نداشت و بیچارهها را رها نکرده و دوباره گفته بود من خودم بحث زمان را حل میکنم و خواستار تماس مجدد وزارت ورزش با من شد که این بار مجبور شدم وارد جزئیات شده و توضیحاتی را ارائه دهم. پس پاسخ دادم که چه کسی از جنگهای ما خبر ندارد؟ گفتم مگر با بچه طرف هستید که بگویم چشم؟ خودم رئیس قانونی فدراسیون هستم و خودم برای هیئت رئیسه ثبت نام کردم و بعد به خاطر آدمی که دو سال خون ما در شیشه کرده است، کنار کشیده و با امضای خودم او را معرفی کنم؟ چه کسی این کار را میکند که من انجام دهم؟ پس از آن هم یک آقایی از طرف صفایی به دفترم آمده و خواست یک فرم را مهر و امضا کنم که سلامم را به وی رساندم.
فارس: پس از آن کوتاه آمد؟
خیر. پس از آن خواسته بود تا به من دستور بدهند که وزارت قبول نکرده بود و من هم اعلام کردم با اینکه فکر کردید با بچه طرف هستید اما هیچکس در دنیا نمیتواند برای این کار به من حکم بدهد، مثل همان زمانی که زورشان برای نامه وزیری و دهقان برای اعزام به المپیک به من نرسید و سرانجام این دو بدون نامه من به المپیک اعزام شدند. تصمیم من آن زمان هم درست بود و به خاطر ورزش کشور چنین تصمیمی را گرفتم اما وقتی گفتم این دو نفر نباید بروند، برگ زرینی میشد بر تصمیمگیری مدیریتی ورزش کشور. در نهایت هم با اعزام این دو نفر به لندن که به ناحق هم بود، این دو نفر له شدند. همه نهادهایی که فکر کنید از من خواستند نامه این دو نفر را بزنم و چون در نهایت خلاف تصمیم من عمل کردند با اینکه آی دی کارت ورود به دهکده را داشتم به المپیک نرفتم. حتی در سفر دوم هم که برخی روسا وزیر را همراهی کردند هم به لندن نرفتم. من در حق این دو نفر هیچ کوتاهی نکردم اما چون مأمور بودند نصف روز خوب بودند و نصف دیگر روز خراب میشدند.
فارس: بحث بدهی میلیاردی فدراسیون به کجا رسید؟
در سایر فدراسیونها خوابگاه و یا هتل ساختهاند اما این فدراسیون 4-5 قرارداد عمرانی نیمه تمام دارد که اگر پول بود و تمام میشد هم قرار نبود اتفاق خاصی بیفتد؟ در آن زمان ملیپوشان مرد در کانکس بودند و دخترها هم با هزار مشکل در یک آپارتمان رهنی. با این حال سوال من این است که اگر پروژهها تمام میشد صاحب ساختمان اداری یا خوابگاه یا کمپ تیم ملی میشدیم؟ تمام آنها با وظایف ما در فدراسیون بی ربط بود و اگر ساخته هم میشد ارتباطی به ما نداشت؛ استخر، رستوران سنتی، 8 خط بولینگ و ... . یک روز گفتیم چرا باید 380 میلیون تومان خرج بولینگ شود اما زمانی که آمدیم کارشناسی کنیم و آنها را بفروشیم اما با اینکه دلار نسبت به زمان خرید این وسایل، 3 برابر شده است، اما کارشناس رسمی دادگستری این وسایل را بین 140 تا 200 میلیون قیمت گذاری کرده است و جالب اینکه این وسایل را مستعمل دانسته و اعلام کرده که 8 خط بولینگ در کار نیست و تنها 4 خط موجود است. یعنی قرارداد با وسایلی که هست، همخوانی ندارد. رستوران سنتی نیمه تمام، خاک برداری استخر و خرید موتور را دیگر در برنامه نداشتیم.
فارس: در آستانه رقابتهای قهرمانی آسیا چه اقداماتی برای سرمربی تیم ملی انجام شده است؟ پس از رفتن مربیان کرهای گویا با سلیماف هم به پایان خط رسیدید؟
سلیماف از همان ابتدا هم قرار نبود با ما بماند. در خصوص کرهایها هم مستند اعلام میکنم که روز اول به جای پارک، شاگردش به ایران آمد و سپس همسرش را هم راهی ایران کرد. این دو در حالی به تیم ملی ایران آمدند که به هیچ وجه کارت مربیگری نداشتند و اصلا مربی نبودند و کارشان را از ایران آغاز کردند. با این حال دوره اول پای کار ایستاده و اقدامات خوبی را انجام دادند. این دو نفر همه کاره تیم ملی بودند و تیم ملی نه سرپرست داشت و نه مدیر فنی و عجیب اینکه خط قرمز فدراسیون این دو نفر بودند و هرکس از این فدراسیون رفت، حتی دوستان صفایی از جمله دبیران و نایب رئیسان فدراسیون، به خاطر درگیری با این مربیان بود و کسانی اخراج شدند که به این مربیان گفته بودند بالای چشمشان ابروست. روزی که من سرپرست فدراسیون شدم، یک روز بعد کمیته و وزارت به من حکم کردند تا این دو مربی از تیم ملی بروند چون گزارشات زیادی علیه این دو نفر به مقامات بالاتر رفته بود. با این حال اینها دو ماه و نیم بعد رفتند، چون عادت ندارم از کسی دستور بگیرم و حتی روز اول به آنها گفتم که قرار نیست از تیم ملی برکنار شوید و اعلام کردم تا روزی که برای مملکتم منفعت داشته باشید، هستید. دو اعزام با این مربیان داشتیم که هم در کامپوند و هم در ریکرو، نتایج خوبی را به همراه نداشت. از لحاظ اخلاقی و رفتاری هم با اینکه دوست داشتند کار کنند اما این اجازه را به آنها نمیدادند. در غیر این صورت مگر میشود مربی خارجی در سینه فدراسیون بایستد و ضمن اعتراض به همه تصمیمات ما، بخواهد برای همه کارها تعیین تکلیف کند. آنها در ابتدا و زمانی که میخواستیم برای انتخابی تیم ملی، رکوردگیری داشته باشیم تا مجموع نفرات حاضر در تیم ملی از 7 نفر بیشتر شود، با این موضوع مخالفت کرده و گفتند فقط همین 7 نفر را قبول داریم.
فارس: قراردادشان چقدر بود؟ قرارداد یک مربی خوب چقدر است؟
این دو مربی در مجموع در ماه 13 تا 14 هزار دلار قرارداد میگرفتند. در حالی که یک مربی خوب با رزومه مناسب را میتوان با ماهیانه 5 تا 6 هزار دلار به عنوان سرمربی تیم ملی استخدام کرد. در حال حاضر هم چند مربی از جمله مربیان کرهای مدنظر است اما برای تعیین سرمربی بیشتر دقت میکنیم چراکه قرار نیست این اتفاق چند بار بیافتد تا تیم را به مربی بدهیم که تیم ملی را نابود کند بنابراین با دقت به دنبال مربی هستیم که بتواند مدیر هم باشد و علاوه بر مباحث فنی بتواند تیم را هم جمع کند و در عین حال بتوان به وی هم اعتماد کرد. نباید این طور باشد که من دوباره در کنار وی مدیریت کنم که در این صورت چنین مربی به درد نخواهد خورد.
فارس: در حال حاضر اوضاع چطور است؟
در حال حاضر هم شرایط آرام نیست اما پذیرفتیم که در کنار ما هستند و اجازه داشتن فضای آرام را به نمیدهند و باید با این وضعیت کار کنیم و این وضعیت و وجود این افراد را در کنارمان پذیرفتهایم.
فارس: در خصوص اعزام ها هم گویا تصمیمات جدیدی گرفته شده است؟
همین طور است و دیگر مانند گذشته توریست به رقابتها اعزام نمیکنیم. تیراندازی با کمان یک رشته رکوردی است و با این وضعیت دلار و هزینهها تنها کسانی به رقابتهای برون مرزی اعزام میشوند که حدنصاب و رکوردهای لازم را به دست بیاورند. از سوی دیگر باید به گونهای رفتار کنیم که به ملیپوشان بفهمانیم باختن بد است. در این فدراسیون قبح رفتن و باختن ریخته است. در واقع هیچ اشکالی ندارد که شما در سال 10 بار به رقابتهای خارجی رفته و در هر 10 مسابقه نتیجه ضعیفی کسب نکنید و کک هیچکس هم نمیگزد. این روال بسیار بدی است که باید اصلاح شود. برای اعزام به رقابتهای قهرمانی آسیا هم تنها 2 نفر به تایوان اعزام میشوند و اعزام سایرین مثل پول تلف کردن است چون نتوانستهاند رکوردهای لازم را کسب کنند. در کامپوند نیز 3 نفر را اعزام میکنیم و به آنها اعلام کردهام که این آخرین فرصت است برای آنها برای کسب مدال تیمی و میکس است و اگر در تیمی هم نتیجه نگیریم، در اعزامهای بعدی مانند ریکرو عمل خواهیم کرد.

فارس: چشم انداز فدراسیون برای بازیهای آسیایی 2014 چیست؟
یکی از دلایلمان برای تغییرات عمدهای که میخواهیم در کادرفنی اعمال کنیم و همچنین حمایت و پشتیبانی که از تیمهای پایه داریم، نگاهمان به این مسابقات است. در واقع در بازیهای آسیایی این رشته باید مدال کسب کند. امید داریم با تشکیل تیمهای پایه و آوردن سرمربی جدید به اهدافی که مدنظرمان هست برسیم. در واقع چشماندازمان این است که در زمان اعزام کاروان ورزش ایران به این رقابتها در تقسیمبندی مسئولان ورزش در رده فدراسیونهای مدالآور قرار بگیریم نه در رده فدراسیونهای امید به مدال.
فارس: در این مدت در رده بانوان چه کارهایی انجام شده است؟
این رشتهای است که تقریبا زنان همپای مردان قرار دارند و عقبتر از مردان نیستند اما در استانها نه تنها از این لحاظ بلکه در بسیاری از موارد عقب هستیم و در بسیاری از استانها پس از 5 سال است برای اولینبار است که یک نفر برای نظارت بر آنها به استانهایشان میرود و جالب اینکه حتی برای انتخابات مجمعشان نیز فرد خاصی از سوی فدراسیون اعزام نشده است. در واقع استانها نه تنها وضعیت خوبی ندارند بلکه اوضاعشان خجالتآور است. در استانها هیچ کاری انجام نشده و فدراسیون با استانها هیچ کاری با یکدیگر نداشتهاند. در حال حاضر در صدد به کار گیری رؤسای هیئتها در قالبهای مختلف هستیم و در اعزامها برخی از آنها را به همراه تیم ملی اعزام میکنیم چون حالا که خیلی نمیتوانیم به آنها کمک کنیم، حداقل امتیاز سفر را به عنوان یک تجربه برای رؤسای هیئتها در نظر بگیریم تا با مقایسه شرایط، در راستای بهتر شدن وضعیت استانهای خود گام بردارند. همچنین در استانها اوضاعمان از لحاظ نرم افزاری و سختافزاری فوقالعاده خراب است با این حال پس از آمدن بنده، اتفاقات خوبی از قبیل ساختن سایت، ارائه امکانات و ... در استانها افتاده است.
فارس: وضعیت کمانگیری روی اسب به کجا رسید؟
پس از مشکلاتی که در زمان ریاست قبلی فدراسیون به وجود آمده بود، با حل این مشکلات و با توجه به نامه وزارت ورزش که این انجمن باید زیر نظر فدراسیون تیراندازی با کمان به فعالیتش ادامه دهد، این اتفاق افتاده و کمانگیری روی اسب به عنوان یک کمیته زیر فدراسیون مشغول به فعالیت است.
فارس: در چند سال اخیر به این دلیل که ورزش ایران قانون مدونی ندارد، بارها بحث تعلیق مطرح و حتی در برخی رشتهها نیز تا آستانه عملی شدن هم پیش رفته است. در این خصوص چه راهکاری دارید؟
راهکار داخلی آن بحث فرهنگسازی و انتخاب درست رؤسای فدراسیونهاست چون اگر شما هر آییننامهای را مصوب کنید، مجامع جهانی آن را ورود دولت در نظر گرفته و قانون داخلی ما را قبول نمیکنند. مجامع بین المللی این موضوع را برنمیتابد که وزیر، رئیس جمهور یا سایر دولتیها در ورزش دخالت کنند از سوی دیگر به ورود دادن آدمها به ورزش خیلی سطحی نگاه میکنیم. در انتخابات فدراسیون جهانی با یک نمایش، افرادی رأی آوردند که باید انتخاب میشدند و همه کارها به خاطر فرهنگی که دارند روی حساب و کتاب است اما در ایران حتی برای انتخابات ریاست جمهوری حساب و کتابی وجود ندارد و میبینید که گاها هزاران نفر ثبتنام میکنند دیگر چه برسد به ورزش. برای ورود آدمها به ورزش مانند سایر محافل قاعده و قانون نداریم و این در حالی است که باید چارچوبها مشخص و تعریف شده باشد و اگر این چارچوب را رعایت کنیم دیگر من و امثال من سر از فدراسیون جهانی سر در نخواهیم آورد. خیلی راحت همه را مدیر میکنیم و راحت و هم حکم میدهیم و با این وضعیت هیچ لایحه و آییننامهای هم نمیتواند آن را رفع رجوع کند چون چنین آییننامهای فقط به درد خودمان میخورد و اگر کار به خارج از کشور بکشد آنها چنین مسائلی را قبول نداشته و فقط صحبت مجمع را قبول میکنند. ما حتی بلد نیستیم نمایش بازی کنیم و اصلا حرفهای عمل نمیکنیم. مطمئن باشید اگر دست من بود همین اقدامات را انجام میدادم بدون اینکه صدای کسی دربیاید. وقتی میخواهیم یکی را از روی کار برداریم در را میبندیم و حکم برکناریاش را صادر میکنیم اما همین کار هم حساب و کتاب دارد. نمیتوان با برخورد چکشی کارها را پیش برد. پس برای برکناری هم باید آدابش را رعایت کرد و روش را درست اجرا کرد. از سوی دیگر یکی از دلایلی که برخی فدراسیونها موفق شدند ورزش کشور را به هم بریزند به خاطر جنگ دائمی کمیته ملی المپیک و وزارت ورزش بود. این وسط یک شکاف وجود داشت که آدمها در وسط این شکاف حرکت کردند. در حال حاضر هم نگران رئیس جدید کمیته ملی المپیک و اتفاقات آینده هستم. در نهایت اینکه انتهای مسائلی که وجود دارد خراب است چون وزیری که به خاطر عملکرد من استیضاح میشود و به عنوان مسئول من باید جواب کار من را بدهد نمیتواند در کار من دخالت کند. پس نتیجه میگیریم که قانون ورزش کشور باید اصلاح شود چون کار از زیرساخت خراب است. مگر میتوان مسئولیت ورزش کشور را به کسی سپرد اما به وی بگویید دخالت نکند؟ مگر میتوان من در هیئتهایم دخالت نکنم؟ پس نتیجه میگیریم قانون ورزش از پایه خراب است و قانون به گونهای است که دولت باید حتما دخالت کند اما در خارج تأکید میکنند که دولت نباید دخالت کند. اردنر، رئیس فدراسیون جهانی به من گفت کاری به شما نداریم اما مجبوریم وقتی شکایتی میشود، آن را بررسی کنیم و مدارک بخواهیم تا مستندات را در هیئت رئیسه بررسی کنیم و این وظیفه ماست. حتی اردنر به من تأکید کرد از اینکه به جای فلانی آمدهام خیلی خوشحالیم و امیدواریمان بیشتر است و راضیتر هستیم با این حال تصریح کرد که خواسته من کافی نیست و باید قانونی به عنوان رئیس انتخاب شده باشم. رئیس جهانی یادآور شد که شخصی میگویم که با شما موافق هستم نه نفر قبلیتان اما اگر او را برداشته و شما را همین طوری روی کار گذاشتهاند، مرتکب اشتباه شدهاند. ما این نمایش را اجرا نکرده و چکشی برخورد میکنیم و همین میشود که مسائلی مانند تعلیق به وجود میآید.
فارس: صحبت پایانی:
روزی که عباسی من را خواست و به من گفت وقتی افراد را برمیداریم آشوب میکنند و از شما میخواهم اینگونه نباشید که به وی پاسخ دادم که ریاست فدراسیون برای من خیلی آش دهان سوزی سوزی و با بیان خاطرهای از الهیقمشهای به وی یادآوری کردم که من با یک سوت هم میروم. گفتم اگر دوستم نداشته باشی من هم دوستت ندارم و اگر در خفا که کسی هم نیست من را تحقیر کنی، دیگر نمیآیم. روحیه من آشوب و جنگ و دعوا نیست و گفتم با یک پیغام هم میروم. در نهایت گفتم در این یک مورد خیالتان از بابت من راحت باشد.
آدرس مدیر وبلاگ :