مصاحبه ایسنا با غلامرضا رحیمی کماندار ملی پوش خوزستانی
از 8، 9 سالگی فعالیت خود را در رشته رزمآوران آغاز و پس از آن نیز در رشته کونگفو مقامهای گوناگونی کسب کرد. وی سپس به کاراته روی آورد و در این عرصه نیز خوش درخشید ولی به دلیل المپیکی نبودن این رشته و عدم رسیدگی مسوولان، بار دیگر رشته خود را تغییر داد و اینبار کمان به دست گرفت.
غلامرضا رحیمی، کماندار ملیپوش استان در طی سه سالی که فعالیت خود را در این رشته آغاز کرده است، قهرمانی چندین دوره مسابقات کشوری و انتخابی تیمملی را در کارنامه دارد. وی به دلیل صادرنشدن ویزا از شرکت در مسابقات کسب سهمیه المپیک در آمریکا بازماند ولی امید خود را برای کامل کردن ویترین افتخاراتش با کسب مدال المپیک از دست نداده است. وی که تاکنون هفت طلای جهانی در رشتههای رزمی به دست آورده، هنوز به دلایل مختلف موفق به شرکت در مسابقات برونمرزی رشته تیراندازی باکمان نشده است.
این کماندار خوزستانی که یک سال و نیم است پیراهن تیمملی را بر تن دارد، تمرینات خود را در مکانی نامناسب و در میان نخالههای ساختمانی در باشگاه فجر دزفول انجام میدهد. وی امیدوار است امسال مسوولان حمایت بیشتری از وی داشته باشند تا بتواند برای کشور و استان مقام کسب کند. رحیمی که 33 سال سن دارد، باوجود کمبود وقت و سختیهای تمرین، به کار صافکاری هم میپردازد تا بتواند هزینههای زندگیش را تامین کند.
خبرنگار ورزشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقهخوزستان با حضور در تمرینات این کماندار دزفولی، با وی گفتوگویی انجام داده است که در زیر مشروح آن را میخوانید.
شروع ورزش ...
ورزش را از دوران کودکی با رشته رزمآوران آغاز کردم. این رشتهای بود که ایران ابداع کرده بود و من در اولین دوره حضورم در مسابقات انتخابی تیمملی، جزو برگزیدگان قرار گرفتم ولی تیمملی به مسابقات جهانی اعزام نشد. پس از آن رشتهام را تغییر دادم و به سراغ ورزشی رفتم که مسابقات جهانی داشته باشد. رشته "کونگفو فایتینگ" یک رشته آزاد بود و شروع به مقام آوردن در آن کردم و در اولین اعزام برونمرزی یکی از سه طلای ایران را کسب کردم. پس از آن در رشته کاراته شروع به فعالیت کردم و در مسابقات انتخابی تیمملی قهرمان شدم. سال بعد در مسابقات "شینکاراته" ترکیه عنوان قهرمانی را ازآن خودم کردم. در مسابقات جهانی ایتالیا و مسابقات انجمن ایرانیان در ایران نیز مقام قهرمانی را کسب کردم.
چطور شد که پس از فعالیت در رشتههای پرتحرک رزمی به رشته کم تحرک تیراندازی باکمان روی آوردید؟
من هشت سال در ورزشهای رزمی فعالیت داشتم و در این مدت هفت طلای جهانی کسب کردم ولی دیدم کسی به ما رسیدگی نمیکند. به رشتههای رزمی نگاه نمیکردند، این رشتهها در جهان مطرح هستند ولی وقتی وارد ایران میشوند، دیگر مطرح نیست. وقت و زندگیام را روی ورزش حرفهای سرمایهگذاری کرده بودم ولی چون کسی توجه نکرد، فعالیت در این رشتهها را کنار گذاشتم و رشتهای را انتخاب کردم که المپیکی باشد؛ زیرا میگفتند به المپیکیها توجه و رسیدگی بیشتری میشود. سراغ رشتههای المپیکی رفتم و در میان آنها، رشته تیراندازی باکمان را انتخاب کردم.
اکنون نیز سه سال است که در رشته تیراندازی باکمان فعالیت میکنم و در سه ماه نخست، مربی نداشتم؛ به دنبال سالن و مربی گشتم و درنهایت آدینه و ترابی را به عنوان نخستین مربیان خود انتخاب کردم. این دو نفر خیلی به پیشرفت من کمک کردند. در اولین دوره حضورم در مسابقات استانی، نهم شدم و سپس در دیگر مسابقه استانی شرکت کردم و این بار مقام کسب کردم. پس از هفت، هشت ماه به فینال مسابقات کشوری راه پیدا کرده و نایبقهرمان شدم.
همچنین چندین دوره قهرمانی استان را در کارنامه دارم و در رقابتهای قهرمانی کشور و انتخابی تیمملی نیز چندین دوره اول شدم. در مسابقات انتخابی تیمملی، پدیده شهرستانها شناخته شده و جزو چهار، پنج نفر اول ایران بودم. به اردوی تیمملی دعوت شده و مدتی در اردو بودم ولی به دلیل آسیبدیدگی کتف، اردو را رها کردم. پس از آن در اردوی انتخابی دیگری شرکت کردم و در آن قهرمان شدم اما به دلیل مشکلات کاریای که برایم به وجود آمد، این اردو را نیز ترک کردم.
سلیماف، مربی جدید تاجیکمان است که در اولین اردوی خارج از کشور در ترکیه، زیر نظر وی فعالیت کردیم. از آن زمان پیشرفت کردم و عضو ثابت تیمملی شدم. در حال حاضر هم یک سال و نیم است که عضو تیمملی هستم.
گویا قرار بوده در مسابقات کسب سهمیه المپیک هم شرکت کنید اما به دلایلی از حضور در این رقابتها بازماندید.
بله، پیش از مسابقات المپیک، قرار بود برای کسب سهمیه این رقابتها در مسابقاتی در آمریکا شرکت کنم که متاسفانه ارمنستان ویزایم را صادر نکرد. در مسابقات ترکیه نیز به دلیل مشکلات پاسپورتم نتوانستم حضور پیدا کنم. حتی فدراسیون نامم را برای شرکت در مسابقات المپیک رد کرد ولی چون رنکینگ جهانی نداشتم، نمیتوانستم در المپیک شرکت کنم. هفت، هشت دوره است که به دلایل مختلف به مسابقات اعزام نمیشوم. ابتدا مشکل ویزا بود و حالا هم که فدراسیون تعلیق شده است. یکونیم تا دو ماه دیگر مسابقات کشورهای اسلامی را در پیش داریم که امیدوارم مشکلی نه برای من و نه فدراسیون وجود داشته باشد تا بتوانم اعزام شوم و مقام کسب کنم.
عامل پیشرفتتان را در این رشته چه کسانی میدانید؟
عامل پیشرفتم را پشتکار خودم میدانم؛ اینکه در تمام رشتههای ورزشی که حضور داشتهام، موفق به کسب مدال شدم، پشتکار خودم بوده است. همسرم نیز حمایت زیادی از من میکند و پس از ازدواج، پیشرفتهای زیادی داشتهام. شاید در طول سال، دو یا سه ماه بیشتر خانه نباشم ولی با این وجود خانوادهام تشویقم میکنند. در واقع مشوق اصلیام خانوادهام است و حامی دیگری ندارم.
باتوجه به بالابودن هزینهها، چگونه میتوانید هزینههای زندگی شخصی و ورزشیتان را تامین کنید؟
پیش از این اداره ورزش و جوانان دزفول کمکهایی به من میکرد ولی در آن حد نبود که کاملا بتواند من را ساپورت کند. متاسفانه پس از اینکه رنگرز سرپرست اداره ورزش و جوانان دزفول شد، این کمکها قطع شد و بودجهای به این شهرستان تعلق نگرفت که بتوانند از ما حمایت کنند. البته ما این مساله را از چشم وی نمیبینیم چون در تمام کشور این مشکل وجود دارد و ما با پشتکار خودمان تلاش میکنیم و حتی روزی که از اردو برمیگردم، کار میکنم تا بتوانم قسطهای عقب افتادهام را بپردازم.
تنها شانسی که داشتم این بود که قبل از این گرانیها کمانم را تهیه کردم. در حال حاضر کمان با سایر لوازمش حدود 12 میلیون تومان است. هر دانه تیر 220 هزار تومان است و من هماکنون با تیر شکسته تمرین میکنم. خودم تیرها را تعمیر کرده و تمرین میکنم تا در آینده نتیجهاش را بگیرم. فدراسیون نیز به ما کمک میکند ولی محدودیتهایی هم دارد، البته یک پک تیر به من داده شده است ولی باتوجه به وضعیت بیپولی کل ورزش کشور، بیشتر از این توان کمک ندارد.
مسولان ورزش ما فقط در حد توانشان به ما کمک میکنند ولی به نظر من ورزشکار حرفهای که تمام زندگیش را روی ورزش گذاشته است، باید از نظر مادی و تجهیزات تامین باشد. وقتی فرد تامین شد، ذهنش آسوده است و راحتتر میتواند برای ایران، مدال کسب کند. من اولین مدالآور خوزستان در رشته تیراندازی باکمان بودهام و تنها فردی از خوزستان که عضو ثابت تیمملی است، نیز من هستم. فکر میکنم استان باید بیشتر از این من را حمایت کند تا بتوانم حداقل برای استان مقام کسب کنم.
در حال حاضر ملا و سیف، دو بانوی کماندار دزفولی هستند که به تازگی به اردوی تیمملی دعوت شدهاند. خوزستان در کل سه ملیپوش دارد که هر سه از باشگاه فجر دزفول هستند و انتظار داریم بیشتر به ما رسیدگی کنند؛ زیرا ما فقط ورزشکاران دزفول نیستیم و به استان تعلق داریم. البته هیات استان سال گذشته یک وام 400 هزار تومانی به من داد که در حال بازپرداخت آن هستم. استان میگوید بودجه ندارد ولی اگر بتواند اسپانسر جذب کند و از این طریق از ما حمایت کند، بخشی از مشکلات حل خواهد شد. من از ادارهکل ورزش و جوانان استان نیز انتظار حمایت دارم؛ زیرا اگر همراه با تیمملی مقامی کسب کنیم، افتخاری برای کل استان محسوب میشود. اگر ما مقامی کسب کنیم، اول برای کشور، بعد استان و سپس شهرستان است و حمایتها با همین سلسه مراتب نیز باید صورت بگیرد.
تیراندازی باکمان ورزشی است که به تمرکز زیادی نیاز دارد و در صورتیکه حواس من از هدفم منحرف شود، تیرها از هدف پخش میشوند و حتی ممکن است به دیوار برخورد کنند. شغل من صافکاری است و باید روزی 9 تا 10 ساعت تمرین کنم، در این صورت آیا میتوانم کار کنم؟ اگر کار نکنم هم خرج زندگیام را از کجا تامین کنم؟ از طرفی وقتی کار و تمرین را با هم داشته باشم، افت میکنم و وقتی وارد اردوی تیمملی میشوم از من میپرسند چرا افت کردهای؟ در حال حاضر به خاطر تمریناتم، کار نمیکنم ولی اگر در استخدام یک شرکت دولتی بودم، میتوانستم به عنوان ماموریت ورزشی در اردوهای تیمملی شرکت کنم و حقوقی هم دریافت میکردم. البته فدراسیون هم حقوقی به ما پرداخت میکند ولی مدتی است که در پرداخت آن تاخیر ایجاد شده است.
گله و شکایتی از کسی ندارم ولی از مسوولان تقاضا دارم که از من حمایت کنند تا بتوانم برای کشور و استانم مقام کسب کنم. اگر مسوولان این انگیزه را در من میبینند که لقب "پدیده 10 سال اخیر تیراندازی باکمان" را به من نسبت دهند، پس باید حمایت هم کنند. من اگر تامین شوم، قول میدهم روی سکوی جهانی قرار بگیرم و این توان را هم در خودم میبینم. میخواهم امسال حمایت بیشتری از من صورت بگیرد تا از لحاظ روحی، فکری و ذهنی آماده باشم. از نظر فنی نیز آماده هستم و اگر بودجه کافی برای این کار تعلق بگیرد، میتوانم مقام کسب کنم.
سایر اعضای تیمملی نیز مشکلات شما را دارند؟
شرایط این افراد باوجود مشکلاتی که دارند، از من بهتر است و چهار نفر از آنها نیز زوج هستند و مشکل خاصی ندارند. فکر میکنم بدترین شرایط را من در بین آنها داشته باشم. برخی استانها هزینه رفت و برگشت بازیکنشان را به اردوی تیمملی به طور کامل تقبل میکنند این در حالی است که من تمام هزینههایم را خودم پرداخت میکنم.
به نظر میرسد اهداف بزرگی در سر دارید که باوجود چنین شرایطی دست از ورزش حرفهای نکشیدهاید.
بله، انگیزه من المپیک است و با این دید، اینگونه و در چنین شرایط سختی تمرین میکنم. من از کودکی به ورزش علاقه داشتم و دلیل آن کسب افتخار برای خانواده، شهر، استان و کشورم بوده است.
چندین بار رشته ورزشیتان را تغییر دادهاید، امکان دارد که بازهم تغییر رشته دهید؟
فکر نمیکنم دیگر این کار را انجام دهم و فرصتی هم برای آن ندارم. کلکسیون مدالهای من فقط مدال المپیک را کم دارد. هدف من المپیک است و فقط به آن فکر میکنم. البته مسابقات کشورهای اسلامی در اندونزی نیز بازیهای مهمی است و پس از آن، المپیک آسیایی را در کره پیشرو داریم که کسب مقام در مهد تیراندازیباکمان بسیار سخت است و اگر بتوانم در این مسابقات مقام کسب کنم، کار بزرگی انجام دادهام. از شنبه اردوی تیمملی آغاز شده است و به طور پیوسته، تا اعزام به مسابقات کشورهای اسلامی ادامه خواهد داشت.
گفتوگو از خبرنگار ایسنا: ندا فهیم





آدرس مدیر وبلاگ :