گرد آفرید شاهنامه gordafarid

"دژ مرزی در آستانه سقوط است. حالا گژدهم پیر مانده و یک دژ بی پناه بر سر راه ایران. در دژ اما کس دیگری هم هست. همو که قلبش برای ایران می تپد. از نامش اگر می پرسید گُرد آفرید صدایش می کنند. دختر زیباییست! ... و دلیر و شجاع و درنده همچون شیر..."

یکی از پهلوانان زن سرزمین ایران . از او به عنوان دختر گژدهم یاد می کنند که با لباسی مردانه با سهراب زورآزمایی کرد. فردوسی بزرگ از او به نام زنی جنگجو و دلیر از سرزمین پاکان یاد می کند

گردآفرید دختر زیبا و چابکسوار کژدهم که پدرش در مرز ایران و توران مرزبان بود. هنگامی که به دستور افراسیاب لشکری به سرکردگی سهراب برای جنگ با ایرانیان وارد مرز ایران شد گردآفرید لباس رزم به تن کرد و به جنگ سهراب رفت. مبارزه تن به تن بین سهراب و گردآفرید شروع شد و سهراب نمی دانست که گردآفرید زن است زیرا او در لباس و کلاه رزمی شبیه مردان بود، ناگاه در حین جنگ کلاه از سر گردآفرید بزمین افتاد و موهایش نمایان شد، سهراب آن موقع دانست که طرف مقابل او دختر است، دلباخته و عاشقش شد و از او خواستگاری نمود ولی گردآفرید چون سهراب را ایرانی نمیدانست و از هویت او که پسر رستم بود آگاهی نداشت این همسری را نپذیرفت زیرا نمی خواست همسر یک نفر غیر ایرانی باشد که فرماندهی لشکر دشمن را بر عهده داشت بشود

معروفترین زنی که در شاهنامه حضور دارد گردآفرید است

گرآفرید پهلوان ، در داستان شاهنامه این چنین از سپاه توران هماورد می طلبد:

فرود آمد از دژ به کردار شیر

به پیش سپاه اندر آمد چو گرد

که گردان کدامند و جنگ آوران

کمر بر میان باد پایی به زیر

چو رعد خروشان یکی و یله کرد

دلیران و کار آزموده سران

هنگامی که گرد آفرید ، بعد از نبرد با سهراب ، به درون دژ باز می گردد ، از بالای دژ این چنین سهراب را ریشخند می کند و برای او رجز می خواند :

بخندید بسیار گرآفرید

چوسهراب را دید بر پشت زین

چرا رنجه گشتی کنون بازگرد

بخندید و او را به افسوس گفت

... ولیکن چو آگاهی آید به شاه

شهنشاه و رستم بنجنبد ز جای

نماند یکی زنده از لشکرت

به باره بر آمد سپه بنگرید

چنین گفت کای شاه ترکان چین

هم از آمدن هم ز دشت نبرد

که ترکان ز ایران نیابند جفت ...

که آورد گری ز توران سپاه

شما با تهمتن ندارید پای

ندانم چه آید ز بد بر سرت

در آخر توصیه می کنم که حتما داستان "گردآفرید دختر ایرانی" که در سایت عجایب نوشته شده است را از آدرس زیر دانلود کنید و بخونید

دانلود داستان گردآفرید دختر ایرانی

منابع :

ماهنامه حافظ (شماره بیست و هفتم)

شاهنامه ؛ حکیم ابوالقاسم فردوسی

یوتاب :

سردار زن ایرانی که در عین حال خواهر آریوبرزن سردار نامدار و نام آور ایرانی است که در خدمت ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده. یوتاب در نبرد با اسکندر مقدونی گجستک همراه برادرش آریوبرزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است


او در کوههای بختیاری راه بر سپاه اسکندر بسته بود بطوریکه اسکندر کجستک بتدریج برایش پیشرفت میسر نمی شد و مدت هفت ماه در داخل یکدره بوسیله ارتش ایران راه گریز نیز نداشت .ولی شوربختانه جاسوسان گجستک مقدونی با پیدا کردن یک یونانی ایرانی که در در خدمت ارتش بود بادادن مقدار زیادی طلا و وعده وعیدهای مختلف توانستند اورا راهنما خود نموده و خود را از خطر شکست برهانند و او آنها را از راه پشت راهنمائی نمود( در این جنگ آریو برزن توانست اسکندر را بسختی مجروح نماید) و بدین ترتیب اریو برزن و بسیاری از فدائیان ایران بدام گجستک افتادندو آریوبرزن بوسیله شخص اسکندر در حالیکه دستهای او بسته بود با تبز تکه تکه شد و یوتاب تا آخرین قطره خون خود در مقابل سپاه متجاوز پایداری کرد وحتا سعی برا کرد که مستقیما اسکندر از پای در آورد ولی شوربختانه در نزدیکی اسکندر بوسیله عده زیادی از محافظین اسکندر از پای در می آید.

از او را بعنوان شاه آتروپانان ( آذرپادگان و یا آذربایجان در سالهای ۲۰ پ.ت.ت تا ۲۰ پس از تاریخ ترسائینیز یاد شده.